پنج شنبه های بارانی

آیینه ای برابر عالم گذاشتم

چشمان تو!

 

 

پ.ن:بغض آیینه رو بشکن/منو تکه تکه تر کن/از ترانه هام ببار و/تا ته چشام سفر کن...

پ.ن.دو:سکوت...بغض...گریه... 

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فائزه

نه نه نه...[ناراحت] خواهرت بمیره.. همیشه آرامش داشت حرفات. نبینمت اینجوری زهرا جانم..

باران

از شرم این صد چهره ها در آینه افتاده چین ... . سلام مهربان ...[گل]

اقلیما

سلام او که حافظ مراد دل من است نخواهد خوابید... [لبخند]

زهرا

وقتی دلگیری و تنها غربت تمام دنیا از دریچه ی قشنگه چشم روشنت می باره...

مریم اسدپور

سلام آجی...[گل] زهرا،غصه مندشدم!!![نگران] پنج شنبه های بارانی...سکوت...بغض...گریه... یعنی دیگه اون روزای خوب تکرار نمیشه؟! دلم برای حرف خوب شنیدن تنگ شده!!! یادته چی گفتی آجی جونم؟! "عین حس انتظار پنج شنبه ها اومد سراغم و یهو شکست بغضم...که دیگه این انتظار تمومی نداره. وصدایی نیست که...!" یعنی واقعا تمومی نداره؟! همچنان دلم شکسته... دوستت دارم،خیلی زیاد... یاعلی...

باران

آیینه ات زلال و رشن باد ... وقتی دو چشم روشن عشق به تو نگاه کند، دیگر از آن خود نیستی ... . سلام مهربان ... به دیدارم بیا ...[گل]

ساره

سلام زهرا خانوم....امشب داشتم رادیو جوان گوش میکردم صدای آقای جلیلوندعزیزو پخش کردندخیلی هیجان زده شدم.واای خیلی دوسشون دارم.

ساره

سلام.آره همون ساعت صفرشبومیگم.اون دوتای دیگه روگوش ندادم.ممنون که گفتید.باید حتماگوش بدم.جاشون تو رادیو خالیه.رادیو بدون عمووحیدصفانداره.قالب جدیدمبارک.وقتی قالب جدیدو دیدم فکر کردم آدرسو اشتباه اومدم...[چشمک] مبارک باشه.........[گل][قلب]