وقتی توقف طولانی می شود...

به کناره ی بزرگراه خیره شده ام و همین طور که اتوبوس، سرپایینی بزرگراه را طی می کند، چشمهایم از بغضی تازه نم آلود می شوند؛ منتظر می مانم تا به خانه برسم...

گریه سرریزِ بی راه شدن هاست

سرریزِ نق و نوق های کودک درون

سرریزِ قرض هایم به دنیا، به این و آن

سرریزِ هرچه منم از هرچه من نیست و خودش را به زور چسبانده به من...

خسته ام و گریه اگرچه دوای دردم نیست، ولی اگر فقط کمک کند این کف و سرباره را کنار بزنم تا دوباره خودم را زلال ببینم، آرامتر خواهم شد.

بعد از گریه، باز هم راه های زیادی هست که باید بروم،

کارهای زیادی هست که باید انجام دهم...

/ 16 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل نرگس

سلام. با پروازی دوباره به روزم. ممنون از حضورتون.

فاطمه زاهدی

سلام خوب من [گل] و باز هم آغازی دوباره ... شروعی برای قدم گذاشتن در مسیری غیر قابل پیش بینی مثل قبل انشا اله هر کجا و هر لحظه که فدم بر میداری به سلامت باشه... [گل]

راضیه

نبینم غصه دار باشی زهرا جونم... امروز برام روز پر گریه ای بود... فکر میکردم اگه برم پیش برادرم، دلم خالی میشه، که نشد، به خواهرم زنگ زدم؛ مهمونی بود، به دوستم زنگ زدم، مسافرت بود... می دونی دلم بدجوری هم صحبت می خواست... یا حتی یه قله ی کوه ک توش فریاد بزنم و اونم گوش بده... اما هیچ کی نبود... می دونی، آخرش فقط خدا رو پیدا کردم... خدا خودش درد می ده، درمانشم باید از خودش خواست... دعام کن زهرا حونی... خیلی غصه دارم این روزا... می ترسم بترکم...

اقلیما

گریه ... گریه ... این گریه ای که گاهی جانشین همه ی نازها و نیازهاست... و تو را خالی می کند از همه ی گره ها و تاریکی ها...!

سرشار

کلاً ملایمی ... هد وبت ... آهنگی که برای خودزنی گذاشتی ... تو چرا دوری ؟ من چرا دورم ؟ شاید خوب بود اگر میشد گاهی به دیداری نمی اشک از گوشه چشم هم پاک کنیم ... حیف

خاکدان

استنباطی که کردم مرا بیاد این جمله انداخت . نمیدانم از کیست توی خیابون دیدم به دلم نشست . نوشته بود : ادم های بزرگ از خودشان توقع دارند و ادم های کوچک از دیگران . بزرگ ، موفق باشی . یا علی

فاطمه زاهدی

سلام عزیز دل یکی دو روز پیش سر زدم قالب کامل برام باز نشد... الان قالبت و دیدم ... واقعن که خوش سلیقه ای... زیباس...و دلنشین.[گل]

آخرین پلان

قصه انسان، قصه یک دل است و یک نردبان! قصه بالا رفتن، قصه هزار و یک نشانی، قصه پله پله تا خدا، قصه جستجو، قصه از هرکجا تا او؛ قصه انسان، قصه پیله است و پروانه! قصه تنیدن و شتافتن.. من اما، هنوز اول قصه ام؛ ایستاده روی اولین پله، نشانی گم کرده.. با دو بال ناتمام و یک آسمان؛ خدایا! دست دلم را می گیری؟

مونا

سلام زهرا جان عیدت مبارک عزیزم[گل]

گل نرگس

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا با سلام و عرض ادب. به یک دوبیتی رضوی دعوتید.