اعترافــــــات

هیچ وقت آدم ضعیفی نبوده ام اما بارها پیش آمده که احساسِ ضعف، بیچاره ام کرده. بارها پیش آمده که با خودم گفته ام: نه! این دیگه کارِ تو نیست، از پسش بر نمیای. بارها پیش آمده که کاری را که دوست داشته ام نکرده ام و بعدها به خاطرِ انجام ندادنش ـ به خاطرِ احساسِ ضعف سربزنگاه ـ به خاطرِ کنار کشیدنِ بی خود و بی جهت ـ خودم را سخت سرزنش کرده ام.

حالا می دانم هیچ کدام از آن رفتارها درست نبوده؛ نه احساسِ ضعف و ناتوانی(حتی عجز!) و نه سرزنش خودم به خاطر گذشته.

هنوز هم نشانه هایی پیدا می کنم، که به من یادآوری می کنند آدم ضعیفی نیستم. درست که کمی شاعرم، یا به قول استاد حساس و لطیفم، زود می شکنم، زودتر از حد تصور می شکنم؛ یا به خاطر یک حرف، ساعتها توی لک می روم، اما آدم ضعیفی نیستم. می توانم خودم را بپذیرم، با همه ی نکات مثبت و منفی شخصیتم. می توانم به دیگران بگویم یک ایده آل گرای احمق هستم. و بگویم که سرِ ایده آل گرایی احمقانه ام چه قدر آسیب دیده ام؛ و چه قدر فشار تحمل کرده ام. چرا که همیشه فکر کرده ام آدمها نگاهشان به دهن من است و مدام می پایند که من چه می گویم یا چه رفتاری از من سر می زند. فکر کرده ام آدمها دارند به دستهای من نگاه می کنند، دستهایم را بولد کرده ام و از نگاه ها رنج کشیده ام. فکر کرده ام آدمها منتظرند واژه ای از دهان من بیرون بیاید، بیرون که آمده، صدایم لرزیده و حرفم بولد شده و من باز از نگاه ها رنج کشیده ام. یک دوزخ واقعی برای خودت ترتیب بدهی و از عذاب ناله هم بکنی، نوبر است!

اما امروز من می توانم خودم را بپذیرم. در زمینه ی همین نگاهِ ایده آلیستی، دخترک ِ جسور دیگری را می سازم و شکل می دهم. همان دخترکی که وقتی به دیدنِ یکی از آدمهای مهم زندگی اش می رود، زبانش بند می آید و قلبش هزار بار در دقیقه می تپد و رنگ از رخسارش می پرد و لرزشش مشهود می شود، و خجالت می کشد که بگوید استرس دارد، وقت نوشتن این جمله ها هم با یادآوری آن روز، قلبش تندتر می زند. اما آنقدر تغییر کرده که بتواند بگوید جمله ی کلیدی همان آدم را به عنوان اولین قدم، سرلوحه اش کرده: آنچه را که هستی بپذیر.

و من پذیرفته ام.. و دریافته ام با پذیرفتنش خیلی چیزها عوض شده اند. مثلاً من، همین دخترکِ ایده آل گرا.

 

پ.ن: از معلمم، آن آدمِ مهم ِ زندگی ام یک دنیا سپاسگزارم.

/ 27 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اقلیما

حرفی که اون روز دوست داشتم بگم و وقت نشد همین بود: که خودمونو دوست داشته باشیم. هر جوری که هستیم . ولی خب تلاش برای بهتر شدن رو هم فراموش نکنیم ! من الان در موقعیتی هستم که فقط دارم سعی می کنم خودمو دوست داشته باشم [نیشخند]

فیروزه اشرفی

سلام خانوم دلم براتون کلی تنگ شده بود... خوبید؟؟؟انشالله... روزگار خوبه؟؟. موفق باشید...پست جدید نمی گذارید؟؟

احمد فلاح-روانشناس

سلام دوست عزیز اگه ازپست جدید سایت سلامت روان دیدن نفرمودید ، در وب زیر منتظرحضور گرمتون هستم و پیشاپیش ازاظهارنظردوستانه اتان، صمیمانه سپاسگزارم. با تشکر و تقدیم احترام –احمد فلاح www.affa110.blogfa.com

خاکدان

سلام . اگر انشا ننوشته باشید،اولا افتاب امد دلیل افتاب. پس شما نه شجاع که خیلی شجاعید. دور و برتان را نگاه کنید چند نفر را میتوانید پیدا کنید که اینقدر زیبا و شجاعانه با خودش روبرو شود. مطمئن باشید خیلی کم هستند که شجاعت روبرو شدن با من شان را داشته باشند. ثانیا اید ه الیست بودن خوب است . و بلکه بهترین است . منتهی در برخورد با واقعیات باید ارتباط منطقی -البته نه از نوع معامله و بده بستان - با واقعیات داشت. لازم نیست از ایده ال گرائی دست بر داشت،بلکه با حفظ ان باید با واقعیات ارتباط سازنده داشت . شجاعت ،صداقت،پاکی دست و دامن ،نوع دوستی ،کرامت و... همه از ارمانهای ادمهای ایده ال گرا است اگرچه در جامعه ای نایاب یا کمیاب شود . ولی لازم نیست همرنگ انها شویم فقط باید بپذیریم که کمیاب است و انسانهای مقابلمان را درست ارزیابی کرده و حدود ارتباطمان را بشناسم و باطلاح معروف روی انها حساب باز نکنیم. پرچونگی کردم ببخشید. درود بر انسانهای پاکی که ایده ال هایشان نجات بشر و حیات طیبه انسانهاست . و درود بر شما . پیروز و شاد باشید یاعلی

علی نخعی

ســـلام... و درود.. زیــــــــــــبا نوشتید بـــــا احـــترام دعـــــوتید...با شُـــــهدای گــــُمنام [گل]

خاکدان

سلام. حتی خداوند جز باندازه وسع برای انسان تکلیف مقرر نکرده اولا، ثانیا قرار نیست بی اشکال باشیم ، قرار است بتدریج کم اشکال بشیم . بزرگان دو اصطلاح یا بهتر عرض کنم دو راه کار گذارده اند .مراقبه باین معنی که مراقب عملکرد باشیم و محاسبه که با ان خودمان را بررسی و حساب کشی کنیم و توبه را برای جبران خطا گذاشته اند. هرچند ترک اولی باشد. چند روز پیش بنری دیدم با این نوشته که: ادم های بزرگ از خودشان توقع دارند و ادم های کوچک از دیگران . که باعتقاد من حرف بسیار پسندیده ای است و حتی در بسیاری از موارد میتواند یک معیار باشد . اینکه شما از خودتان توقع دارید نشان از بزرگی روح شماست و البته وقتی معیار صحیح و اخلاقی باشد رعایت ان سخت و هزینه اش بیشتر است . شما مطمئن باشید هرهری بودن هزینه ندارد و سهل است و البته منش ادم های حقیر و کسی که برای حرکات و سکناتش معیار دارد انسان بزرگی است و البته خداوند نیز یراهنمای اوست که خود فرمود : من جاهد فینا ... کسی که در راه ماتلاش کند راه خود را باو نشان میدهیم .باز پر حرفی کردم تا بعد یاعلی

خاکدان

سلام .بقول قدیمی ها رحمت بان شیری که خوردید. نکته همینجاست .کدام ارزش ؟ (اى دو رفيق زندانيم آيا خدايان پراكنده بهترند يا خداى يگانه مقتدر) سوره مبارکه یوسف ایه (۳۹) افراد ی که ارزش های الهی مبنای موضعگیری هایشان نیست معمولا دائم موضع عوض میکنند . ضمن انکه مواضعشان با یکدیگر نیز غالبا زمین تا اسمان متفاوت است بنا بر این برای مقبول بودن پیش انها انسان ناخواسته باید دائما متاسب با رنگ انها رنگ عوض کند و بعبارتی ازخود وارزشهایش تهی شود و بقول قران ارباب های متفاوت داشته باشد که این از ساحت امثال شما دور است و دلیلش هم همین رنجی است که میکشید چون خالی و تهی نیستید وبرای خودتان ارزش های تعریف شده دارید. بنظر حقیر باید سعی شود ارزش ها تا حدامکان منطبق و همراستا با ارزش های الهی باشد و انگاه انسان چون کوه بر انها بایستد.که البته دو مطلب مهم پیش روی این کار هست .اول تلاش دائم جهت شناخت ارزش ها و دوم ثبت انها در وجود.البته این استواری باین مفهوم نیست که اگر کسی برهانی صحیح مبنی بر اشتباه انسان اورد انسان نپذیرد بلکه باید پذیرفت و راه را اصلاح کرد که خود این پذیرش اشتباه از صفات بزرگ مردان بزرگ است.(بقیه در نظر بعد)

خاکدان

باز سلام.ببخشید زیاد پرچونگی میکنم اما دلم نمیاید نگویم. مرحوم مطهری میفرمود بالاترین نشانه سلامت دل پذیرش حق است. باید در برابر حق تسلیم بود و این از با ارزش ترین ارزش های الهی است. انسانی که با ارزش های الهی زندگی میکند خود بخود انچنان متعالی میشود که هیچ تعریف یا ذمی ذره ای خلل در عزم او درراه بزرکش پدید نمی اورد. انسانی که سخن و سکوت و حرکت و سکونش بر ای خدا و بر معیار های الهی باشد، خدا نیز راهبرش خواهد شد و باو میاموزد انچه را نمیداند و براه خودش هدایت میکند و سرانجام چنان خواهد شد که خدائی میبیند و خدائی میشنود و خدائی میگوید.و اصولا انسان های ثابت قدمی که بر عقاید صحیح خود پای میفشرند حتی در چشم دشمنانشان هم بزرگند و بالعکس انسان های میان تهی پیش خودشان هم ارزشی حس نمیکنند . همانطر که گفتید شما انسا ن ضعیفی نیستید و هیچ نیازی هم به تعریف های انسان های میان تهی ندارید. ویژگی های ارزنده ای هم دارید .خوش قریحه اید .،قلم شیوائی دارید و براحتی خواسته تان را القا میکنید واز همه مهمتر انسان با شهامتی هستید. بنا بر این پیش به سوی هرچه الهی تر شدن ای بنده خوب خدا . یا علی

ريحانه

سلام گاهی نبايد پذيرفت ، تنها بايد پذيراند ! گاهی بايد اثبات کرد . البته تنها گاهی !

مهتاب

خیلی وقت است که "بی تابم" دلم تاب میخواهد و یک هل محکم که دلم هـــــری بریزد پایین هرچه در خودش تلنبار کرده!!