به استقبال عزیزِ فصلها

باید از پاییز با تکه پاره های دلم،

در میان هجاهای زرد و نارنجی،

با چشم های باز و روشن و دُرُشت

استقبال کنم...

 

پاییزِ من در راه است

پاییزِ نازنینِ همیشه

با همان دو چشمِ بارانی

با همان صدای خَش دارِ گرفته

با همان آغوش بازِ دلپذیر...

 

و من از پسِ این همه انتظار

هوس ِ یک دلِ سیر حرف زدن دارم

پاییزم که بیاید،

چشم در چشم هم، در ایوان خواهیم نشست

او برایم چای خواهد ریخت

من برایش حرف خواهم زد...

حرف ها خواهم زد...

 

پ.ن: رفقای بلاگفایی من ! شرمنده ام که نمی تونم بهتون سر بزنم.مشکلی به وجود اومده که نه می تونم وبلاگهای بلاگفا رو باز کنم و نه میشه کامنت بذارم. اگه نیستم، به حساب بی معرفتیم نذارید.

/ 9 نظر / 9 بازدید
هوران

سلام امیدوارم پاییز براتون پر از خیر و برکت باشه[لبخند][گل]

بــــــردگی کلمـــات

فردا سطری ست نانوشته می توان با قلم سیاه سفید نوشت می توان هیچ ننوشت و پوچی سرشت وبلاگ آپدیت شد وقت داشتید تشریف بیارید.

مهتاب

عالی بود عزیزم درود بر تو[دست]

مهتاب

سلام دوست من در وبلاگ متولد مهر تولد برپاست...منتظر شما هستم بی تو در دلم پاییز برپاست,

علي نخعي

سلام ودرود به قول مرحوم آقاسی ، دیگه هـــیچی از این دنـــیا نمیخام. بااحترام دعوتید ، با مـادر[گل]

حجت

سلام دوست ادیبم با یه رباعی بروزم مشتاق حضورتان هستم سر افراز می فرمایی؟[گل]

خاکدان

سلام .مثل همیشه زیبا ، لطیف و دلنشین . موفق باشید . یا علی

غلامرضا نصراللهی

سلام شاعر گرامی خانم ابراهیم پور ممنون که شعرم را خواندی. برای ادامه این همدلی شما را لینک کردم. اگر مایل بودید شما هم ما را لینک کنید.

اقلیما

با همان دو چشم بارانی ................................! [لبخند]