درخت ها

باد می آید

در ایوان

کوهی

از شعرهای عاشقانه

پُر از تو

تو

تو

تو را

به باد می دهم

از امروز

درخت ها

مخاطب من اند.

 

 

× ناراحتم از اینکه رادیو 7 داره تموم میشه...فقط دو تا چهارشنبه باقی مونده.

× دوست دارم بالای پل، اونجا که اون پسره گیتار میزد چند دقیقه ای بایستم و گوش بدم به صداها و رفت و آمد ماشینها رو تماشا کنم و دیگه به دعوا با مسئول دستگاه کارتخوان فکر نکنم و بعدش سوار بی.آر.تی شَم و به شیشه ی در تکیه بدم و خنکی ش رو که از میون کتفَ م وارد استخونای تنم میشه و میلرزونَدَم، تو دلم ذخیره کنم تا سال ِ بعد...

/ 9 نظر / 22 بازدید
مهتاب

سلام دوست ستاره ای خیلی از خوندن وبلاگت لذت بردم عزیزم موفق باشی

مریم اسدپور

آجی؟! ناراحتم از اینکه فقط دو تا چهارشنبه مونده! [نگران] پس کی دیگه دلمو قرص کنه؟!! [نگران] شعرت عالی بود [ماچ]

یکی بو وآن یکی هم بود...

"روز" هایی شده است برای خودش، این روزهایم ...!! . . . باافتخار به مجازستانم دعوتین ...!! منتظرنگاهتون هستم...!!

Elnaz

از بازدید کم وبلاگ یا وبسایتت ناراضی هستی؟ دیگه نگران نباشید ، به گروه بزرگ فارس لینک بپیوندید و هر روز بصورت کاملا رایگان 10000بازدید کننده دریافت کنید با عضویت در سایت و فعالیت روزانه میتوانید بصورت رایگان بازدید خود را افزایش دهید. کافیه فقط یک بار امتحان کنید. توجه: بعد از اینکه در سایت عضو شدید حتما لینک خود را ارسال کنید. http://www.bia2fars.ir

مرضیه

مترسک را دار زدند، به جرم دوستی با پرنده… که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد اینجا “قحطی عاطفه”هاست…

ريحانه

سلام درختها زمستانها مخاطب خوبی نيستن ، باور کن ! خوشبحالتون ، پله برقی داره ايستگاهتون !

علي جبرائيلي

كمك كن توي آغوشت خدا شم درود دوست عزيز با ترانه اي به روزم به خوانشم بيا ضمنا اگه تو اين چند وقته دعوتم كردي و نيومدم، عذرخواهم

مهتاب

بزرگا گیتی آرا نقش بند روزگارا ای بهار ژرف به دیگر روز ودیگر سال تو می ایی و باران در رکابت مژده ی دیدار و بیداری تو می ایی و همراهت شمیم و شرم شبگیران و لبخند جوانه ها که می رویند از تنواره ی پیران تو می ایی و در باران رگباران صدای گام نرمانرم تو بر خاک سپیداران عریان را به اسفندارمذ تبریک خواهد گفت تو می خندی و در شرم شمیمت شب بخور مجمری خواهد شدن در مقدم خورشید نثاران رهت از باغ بیداران شقایق ها و عاشق ها چه غم کاین ارغوان تشنه را در رهگذر خود نخواهی دید