رنگ فیروزه ای می زنم به در و دیوار این خانه...

سلام مهربان پدرم!

دلتنگم

و دلگیر از نبودنت

این لحظه ها برایم سخت می گذرند

و تو صدای تپش های تند قلبم را شنیده ای

من فقط می خواهم کنار این نگاه های عاشقانه ات

که حسش می کنم و می فهممش

و هنوز آن قدر نمک نشناس نشده ام که

باشی و گرمای نفست را احساس نکنم!

...

می خواهم دستم را به عرش برسانی

خدا از تو نمی پرسد:  که هستی؟

من از خودم هیچ ندارم؛ هیچ نیستم

اما دستم که در دست تو باشد، دلم قرص است

میان این شکستگی ها

خواهش کوچک مرا بپذیر پدر!

خواسته ی مرا تو از خدا بخواه

از زبان تو هیچ دعایی بی بال اجابت

به سوی خدا پر نمی گیرد...

 

پ.ن.1:

تو با منی انگار/صدات کردم تو رو هر بار/ تو هر دوری ، تو هر دیدار/ تو با منی انگار/دلتنگتم حالا که فهمیدم/ یه عمره دنیا رو با چشم تو دیدم/ دلتنگتم با اینکه اینجایی/ تنهام نمی ذاری/ با اینکه تنهایی...

پ.ن.2:

تولدت مبارک خونه ی فیروزه ای نازنین من...هفت سالگی هم عالمی دارهلبخند

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ريحانه

سلام پدر زهرا ، برای ما هم از همان زبان زهرا بدعائيد . با تشکر

اقلیما

حضرت پدر... کبرِ کریم علی ، کرمِ کبریا علیــــــــــــــــــست... کاش زودتر ببینیمت خواهر!

فاطمه زاهدی

سلام گل روزگار خوبی زهرای عزیز؟ به به هفت ساله شده...تولد خونه ی دلیت مبارک...دوسش دارم اینجا رو خیلی زیاد... وای که چقدر الان حس خوب دارم که تبریک تولد خونه ی فیروزه ایت و میگم. شاد و زنده دل باشی همیشه.[لبخند][گل]

خاکدان

سلام . میدانید چند بار خواندم و چقدر با همین بهانه با پدر مرحومم درد دل کردم ! خدا یارتان و دعای خیر پدر همراهتان. یا علی

مهتاب

درود بر تو تولد وبلاگت مبارک عید علی بر شما عزیزدل مبارک و شاد

فائزه

سلام و تبریک غدیر،با تاخیر.. ماااااااااااااااچ..!!!!!!!!!

فائزه

تولد نی نی ات مبارک.. [قلب][قلب][قلب]

مهتاب

بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم بی تو پتیاره ی پاییز مرا می شکند این شب وسوسه انگیز مرا می شکند

فائزه

سلام مجدد. نه ندیده بودم،خوب لطف رو به کمال می رسوندی و خبر میدادی..!!!!(به من میگن پرروی بی جنبه..!!) سایه ی لطفت مستدام.. [ماچ]