اگر شبیه کسی باشی، شبیه نیمه شبِ قدری

 

سرِ صبح بدون قصد قبلی، دعایی را که بسیار دوست می دارم، از مفاتیحِ گوشی ام باز کردم. روی صفحه این چنین نقش بسته بود:

اللّهُمَّ إنی أسألُکَ بِاسمِکَ العَظیمِ الأعظمِ

الأعَزِّ الأجَلِّ الأکرمِ

الّذی إذا دُعیتَ بِه علَی مَغالِقِ أبوابِ السَّماءِ لِلفَتحِ بِالرَّحمَةِ انفَتَحَت..... و رفتم تا آخرش...

چیزی انگار گم شده باشد، دوباره پیدا شد.. یک «گذر» آرام رخ داد که دوست داشتم و دارم دیر بپاید.. گذر از اینجا که منم، به ناکجایی که هر چه عشق بخواهی هست.

الآن یاد ندارم چرا دعای "سمات" ؟! اما می دانم که هر وقت "ماورا" کم می آورم، این دعا به دادم می رسد.

قصه ی عجیبی نیست شاید. اما برای من معناها دارد. این که بعد از دعای سمات، مناظره های امام رضای جان با یهودیان و مسیحیان و زردشتیان را بخوانم، بعد واقعه ی فاطیما و تحریفات اساسی کلیسا... عنایات بانوی تسبیح و خانواده ی مقدس. بعد هم این را بشنوم:

نه مثل ساره ای و مریم/ نه مثل آسیه و حوا/ فقط شبیه خودت هستی/ فقط شبیه خودت، زهرا

اگر شبیه کسی باشی/ شبیه نیمه شبِ قدری/ شبیه آیه ی تطهیری/ شبیه سوره ی اعطینا

شناسنامه ی تو صبح است/ پدر، تبسم و مادر، نور/ سلام ما به تو ای باران/ درود ما به تو ای دریا

حالم حالِ خاصی است امروز. حسِ تولدِ دوباره، درست در روزِ قبل از تولد جسمانی ام.بیست و هشت اسفند. حسِ دریافتنِ اینکه دنیای داغون و دربدر ِ ما (که من هم بخشی از آنم) بدجور زیر لایه های عفنِ دوری از خدا دست و پا می زند..نه اصلاً دست و پا هم نمی زند. شاد است، خوشحال است به آنچه که دارد. با همین چیزهای حقیر ، راضی شده و سرش را گرمِ بازیچه ها کرده.

«گذر»ِ امروز ، دوباره یادم آورد: دنیا، دنیای همین حقیرها نیست. سر که بر کنیم، چیزهای تازه تری می توان دید...

 

+ « به جان تو سوگند (ای پیامبر!) آنها در مستی خود سرگردانند» [حجر-72]

/ 16 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ريحانه

سلام 28 سال و 2 روزگيت همزمان با اعتدال بهاری نوست ! مبارکه !

فاطمه زاهدی

سلام پس مبااااااارکه ...انشا اله به همه ی آرزوهای قشنگت برسی دوست جوووووونم[گل][قلب][گل]

کآتب

سلام. با آرزوی برآورده شدن ِ حاجات دلت در این سال + رضایت و رحمت ِ خدا.

راضیه(شاپرک بیشه)

سلام زهرا چونم. سال نوت مبارک. قشنگ نوشته بودی.... مثل همیشه... خواستم بگم به منم سر بزن. خوشجال میشم.

ناصرهلالی

سلام چه وبلاگ شیکی و چه مطالب جالبی از همونهاست که آرشیوش رو هم کلک میکنی جالبه و البته خودش بنوعی یه هنره ...جایی که در لابلای ویلاگهای رنگارنگی که حتی از جمعیت یارانه گیر کشورمون هم بیشتره یه وبلاگ بتونه حتی برای چند لحظه تابلوی ایست ذهنت بشه مطمئنم اینجا دیگه وبگردی امشبم تموم بشه چون با دیدن این وبلاگ احساسی خوبی بهم دست داده و جای ثابتی برای وبگردی هام پیداکردم اگه تونستی به وبلاگ من هم سربزن پشیمون نمیشی راستش وقتی آخرین مرور رو به این کامنت میکردم خودم هم ازاین همه تعریف و ... تعجب کردم ولی واقعاً تبریک میگم

علی

سلام...خوشحال میشم سر بزنی...

علی

بسیار سپاس از حضورتون.....

خاکدان

بسیار لطیف و دلنشین مینویسیدو حتمااز دل است چون بر دل مینشیند.قدر این زهرا گفتن ها را بدانید و قدر این احساس لطیف را بدانید که حتما توفیقی از جانب حضرت حق است . من مطمئنم با این احساس و با این روحیه بشرط استقامت انشاالله عاقبت بخیر خواهید شد .موفق باشید . یا علین