فیروزه باران
شعرها و دلنوشته های زهرا ابراهیم پور 
همسایه های من

ماه در چشمهای تو می درخشد

آفتاب از قلب کلمات تو می بارد

نسیم در شب موی تو می پیچد

و تا همیشه ی خدا عطر می پراکند...عطر...

 

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

 

 

[ چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٠ ‎ب.ظ ] [ زهرا ابراهیم پور ]

سلام ای پیامبر خوبی و رحمت!

این شنبه نامه ی آخر است

هرچه می گردم،کلامی برای پایان نمی یابم

و هرچه می خوانم،باز به ابتدای راهی تازه می کشانی ام...

این شنبه نامه ی آخر است ولی پایان نیست

برای همین به بهشت نهج البلاغه ی امیر لبخند و عشق قدم گذاشتم

تا از زبان وصی حق تو درباره ات بشنوم و دیدم پیش رو دریاست:

«برای تو بسنده است رسول خدا(ص) را مقتدا گردانی

و راهنمای شناخت بدی،و عیبهای دنیا،

و خوارمایگی و زشتیهای فراوانش بدانی

که چگونه دنیا از هرسو بر او درنوردیده شد،و برای دیگری گستریده،

از نوش آن نخورد، و از زیورهاش بهره نبرد...

پس به پیامبر پاکیزه و پاک خود اقتدا کن

که در او خصلتی است آن را که زدودن اندوه خواهد،

و مایه ی شکیبایی است برای کسی که شکیبایی طلبد؛

و دوست داشته ترین بندگان نزد خدا کسی است

که رفتار پیامبر را سرمشق خود کند، و به دنبال او رود...

از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند،

و بدان ننگریست چندانکه گوشه ی چشم بدان افکَنَد...

و چون دانست خدا چیزی را دشمن می دارد،آن را دشمن داشت

و چیزی را که خوار شمرده آن را خوار انگاشت

و چیزی را که کوچک شمرده،آن را کوچک داشت...

همانا خدا محمد(ص) را نشانه ای ساخت برای قیامت

و مژده دهنده به بهشت و ترساننده از عقوبت...

پس چه بزرگ است منتی که خدا برما نهاده،

و چنین نعمتی به ما داده:

پیشروی که باید او را پیروی کنیم

و پیشوایی که پا بر جای پای او نهیم...(ان شاءالله)»*

*نهج البلاغه مولی الموحدین علی(ع)-خطبه ١۶٠-ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی

 

[ شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩ ] [ ۳:٢٤ ‎ب.ظ ] [ زهرا ابراهیم پور ]

ای حبیب قلبهای ما!

آیا مصیبتی از این بالاتر هست

که ما تو را از دست داده ایم

و با رفتن تو رشته ی وحی الهی بریده شده...؟

اما...

ما همه از آن ِ خداییم  و به سوی او باز می گردیم

ای سرور ما،ای رسول خدا!

درود بر تو و خاندان پاک ات باد

امروز روز شنبه و روز شماست

و من در این روز مهمان و پناهنده ی شما هستم

پس در ضیافت خود راهم ده و پناهم باش

که تو بسیار بزرگوار و کریمی

و میهمان نوازی را دوست می داری

و مأمور شده ای که دوستدارنت را پناه دهی

پس نیکو پذیرایی مان کن

و نیکو پناهمان ده...*

 

*بریده ای از زیارت حضرت در روز شنبه

[ شنبه ٤ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ ] [ زهرا ابراهیم پور ]

سلام ای فرستاده ی آخرین...

بهار دین باوران و محبوب دل خدادوستان!

امروز دانستم از تو نوشتن دشوارترین کار دنیاست

چرا که کلمه هایم را در حضور تو گم کرده ام

و بی واژه تر از همه ی شنبه های زندگی ام در برابرت نشسته ام

بگذار سکوت کنم و تو برایم سخن بگو

...

کتاب را باز می کنم

به این چند کلمه مهمانم می کنی:

«سخن حق را از هرکه شنیدی بپذیر،گرچه دشمن بیگانه باشد؛

و ناحق را از هرکس شنیدی نپذیر،گرچه دوست نزدیکت باشد»

کنزالعمّال١۵/٨٧۶

[ شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ] [ زهرا ابراهیم پور ]

سلام پیامبر مهربان من!

سلام بر توای بنده ی برگزیده ی خدا

سلام بر تو ای فرستاده ی روشنگر راه هدایت.

امروز دستم را گرفتی تا بیایم و از باغ آیه ی تطهیر گل بچینم

و نظاره گر لحظه ای باشم که دوگوشه ی عبای خویش را گرفته ای

و دست راستت را به اشاره به سوی آسمان بلند کرده ای و می گویی:

خداوندم!

اینها اهل خانه ی من و خاصّان من اند

گوشت و خون ایشان گوشت و خون من است

آنچه دردمندشان کند،مایه ی آزار من است

و هرچه ابر اندوه بر چهره شان بیفکند مرا غمگین ساخته

من با هر که با آنان سرجنگ دارد،در جنگم

و با هرکه با آنها از در مسالمت وارد شود،در صلحم

دشمنم با هر که دشمن ایشان است

و دوستدار کسی هستم که دوستشان می دارد

آنان از من اند و من از آنهایم...

ای خداوند! هر پلیدی را از وجود آنان دور ساز و پاکِ پاکِ پاکشان گردان !

 پروردگار تو در این هنگام فرمود:

ای فرشتگانم و ای ساکنان آسمانهایم!

این آسمان استوار

این زمین گسترده

این ماه نورافشان و خورشید تابان

این چرخ گردون

و دریاهای جاری و کشتی های سیر کننده بر آنها را

فقط برای محبت و دوستی این پنج تن آفریده ام

جبرئیل پرسید:پروردگارا این پنج تن کیانند؟

فرمود:اهل بیت نبوت و گنجینه ی رسالت اینهایند:فاطمه،پدرش،همسرش و فرزندانش...

آنگاه جبرئیل با سلام و درود خداوند به زمین آمد و آیه ی مبارک تطهیر را برای تو تلاوت نمود:

«اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیراً...»

ای رسول خوبی ها

این روزها چشمان من و دوستانم اشکبار

در دلمان کوهی از اندوه آوار است

فرزندت حسین برای زنده کردن اسلام،این گنج-یادگار تو برخاست

آن بی دینان و گمراهان در طلب دنیاشان

حسین عزیز تو را...

پاره ی تن تو را...

آن که گوشت و خونش گوشت وخون تو بود را...

چه بگویم...زبانم گفتن و به بیان آوردن این همه سخت دلی این همه شقاوت این

همه پستی را تاب نمی آورد.

فقط می دانم...آن خون تو بود که بر ریگهای داغ سرزمین طف جاری شد یا رسول الله... 

...

و الله اکبر...

[ شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ زهرا ابراهیم پور ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

اینجا فیروزه باران

خانه ی من سمت باران است/ پر از پروانه و هوای پاییز/ و عطر پرتقال و پونه/ در خانه ی من به وفور شعر هست/ و پنجره ها آسمان را قاچ می کنند/ برای مهمان ها/ بفرمایید:انار و آسمان در کاسه ی فیروزه/ نوش جانتان...
امکانات وب
RSS Feed



بک لینک طراحی سایت