فیروزه باران

شعرها و دلنوشته های زهرا ابراهیم پور

 

دچار حالت مرگم یکی جواب دهد

به این کویر در آتش نشسته آب دهد

صدای ثانیه ها را دگر نمی شنوم

کسی به عقربه های زمانه تاب دهد

ز دست دل چه کنم ای خدا! خدا نکند،

که باز دسته گلی تازه را به آب دهد

کجاست او که ببارم به جای چشم تَرَش

به سوز ِ اشک من ای کاش التهاب دهد

...

بسوز،عاشق بی دل که نیست هم نفسی

که از پیاله ی چشمش تو را شراب دهد

نوشته شده در دوشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط زهرا ابراهیم پور نظرات () |