فیروزه باران

شعرها و دلنوشته های زهرا ابراهیم پور

نوشته بودی

برسد به دست سیب

رساندمش...

او نیز دادش به دست باد

سطرهایش به زمین افتاد

گفتم به سیب پس چه شد؟

گفت مدتهاست

این نامه ها پیش خداست

بگذار

یک نسخه هم

پیش خودت بماند

بگذار

لای صفحات تقویم

تا سیب

برای همیشه در یادت بماند...

نوشته شده در شنبه ٦ آبان ۱۳۸٥ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ توسط زهرا ابراهیم پور نظرات () |