فیروزه باران
شعرها و دلنوشته های زهرا ابراهیم پور 
همسایه های من

چه بگویم

وقتی که نگاه تو در من آرام می بارد؟

چه بگویم وقتی که نام تو می آید و باقی نامها ،واژه ها  و آواها محو می شوند...

جوهری سپید از قلمم جاریست

که هیچ نمی نویسد مگر تو را...

صدایی از چپ ِ سینه ام برمی خیزد

که هیچ نمی خواند جز نام تو را

و برقی در چشمم می دود

که هیچ دیدنی نمی خواهد مگر آسمان فیروزه ی عشقت را.

مولایم،

علی

پدرم،

علی

عشقم،

علی...

[ دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۸:٢٩ ‎ب.ظ ] [ زهرا ابراهیم پور ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

اینجا فیروزه باران

خانه ی من سمت باران است/ پر از پروانه و هوای پاییز/ و عطر پرتقال و پونه/ در خانه ی من به وفور شعر هست/ و پنجره ها آسمان را قاچ می کنند/ برای مهمان ها/ بفرمایید:انار و آسمان در کاسه ی فیروزه/ نوش جانتان...
امکانات وب
RSS Feed



بک لینک طراحی سایت