|
فیروزه باران شعرها و دلنوشته های زهرا ابراهیم پور
| ||
|
هر صبح رو به مطلع آن آفتاب کن او را به نام "حضرت باران" خطاب کن
دستی به روی سینه ی تنگت قرارده اندوه منجمدشده ات را مذاب کن
این اسم ساده با دل و روحت چه می کند! بنشین و حرفهای خودت را کتاب کن...
آقا سلام! کرده دلم با بهانه هاش- دیگر کلافه ام خودت او را مجاب کن
تنگ آمدند قافیه ها از گلایه ها وزن دقیق عاشقی ام را حساب کن
ای آبروی عطر گل سرخ،نام تو! تعبیری از حکایت بوی گلاب کن
تا کی میان اشک بگویم:بیا...ببار... ما تشنه ایم حضرت باران! ثواب کن! 90/7/28
پ.ن.:امروز ماه باران پنج ساله شد... [ جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٩ ب.ظ ] [ زهرا ابراهیم پور ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||