فیروزه باران
شعرها و دلنوشته های زهرا ابراهیم پور 
همسایه های من

اول شب است،دمی بعد از اذان.

مرد تاکسی دار بغل خیابان پارک کرده،

نگاهش را به نقطه ای نامعلوم دوخته،

صدای ضبط تاکسی اش از دور شنیده می شود

شهرام ناظری است

که می خواند:

درد بی دردی علاجش آتش است

درد بی دردی علاجش آتش است...

 

[ دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٧:٢٧ ‎ب.ظ ] [ زهرا ابراهیم پور ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

اینجا فیروزه باران

خانه ی من سمت باران است/ پر از پروانه و هوای پاییز/ و عطر پرتقال و پونه/ در خانه ی من به وفور شعر هست/ و پنجره ها آسمان را قاچ می کنند/ برای مهمان ها/ بفرمایید:انار و آسمان در کاسه ی فیروزه/ نوش جانتان...
امکانات وب
RSS Feed



بک لینک طراحی سایت