|
فیروزه باران شعرها و دلنوشته های زهرا ابراهیم پور
| ||
|
اول شب است،دمی بعد از اذان. مرد تاکسی دار بغل خیابان پارک کرده، نگاهش را به نقطه ای نامعلوم دوخته، صدای ضبط تاکسی اش از دور شنیده می شود شهرام ناظری است که می خواند: درد بی دردی علاجش آتش است درد بی دردی علاجش آتش است...
[ دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٧:٢٧ ب.ظ ] [ زهرا ابراهیم پور ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||