فیروزه باران
شعرها و دلنوشته های زهرا ابراهیم پور 
همسایه های من

کم کم غزلهای تو را من یک به یک رو می کنم
هر مصرعی را از لبت مثل گلی بو می کنم

آرام و پاورچین بیا در خلوت خاموش دل
هر روز تا این کوچه را من آب و جارو می کنم

می باری از چشمان من دریا شده دامان من
با سحر عشقت این چنین افسون و جادو می کنم

خالی شدم از خویشتن ای باغ سیب سرخ من
وقتی تو را دارم کجا آهنگ مینو می کنم؟

تا خواستم مجنون شوم «سینا» شدی لیلای من
سر می نهم بر سینه ات سوی دلت رو می کنم

سیری است در هر لحظه ام از قلب من تا قلب تو
در هر تپش می میرم و با مردنم خو می کنم

 

90/5/6 

[ جمعه ٧ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ زهرا ابراهیم پور ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

اینجا فیروزه باران

خانه ی من سمت باران است/ پر از پروانه و هوای پاییز/ و عطر پرتقال و پونه/ در خانه ی من به وفور شعر هست/ و پنجره ها آسمان را قاچ می کنند/ برای مهمان ها/ بفرمایید:انار و آسمان در کاسه ی فیروزه/ نوش جانتان...
امکانات وب
RSS Feed



بک لینک طراحی سایت