فیروزه باران
شعرها و دلنوشته های زهرا ابراهیم پور 
همسایه های من

بعد از هزار سال فراموش می شوی

در قاب عکس و خاطره خاموش می شوی

*

*

*

بعد از هزار سال می آیم به خواب تو

من حرف می زنم تو پر از گوش می شوی

 

دستان خسته ات پر حسی بهاری است

تا می رسم،تو صد بغل آغوش می شوی

 

جفتی پرنده آمد و بر شانه ات نشست

غمگین نشو!دوباره غزلپوش می شوی

 

غمگین نشو اگرچه فراموش می شوی

در قاب عکس و خاطره خاموش می شوی،

 

روزی که باز با تو جهان سبز می شود

تکرار داستان سیاووش می شوی

 

90/1/26

[ یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٠ ] [ ۸:۳٤ ‎ب.ظ ] [ زهرا ابراهیم پور ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

اینجا فیروزه باران

خانه ی من سمت باران است/ پر از پروانه و هوای پاییز/ و عطر پرتقال و پونه/ در خانه ی من به وفور شعر هست/ و پنجره ها آسمان را قاچ می کنند/ برای مهمان ها/ بفرمایید:انار و آسمان در کاسه ی فیروزه/ نوش جانتان...
امکانات وب
RSS Feed



بک لینک طراحی سایت